از این به بعد حرف دلم رو فریاد میزنم...

لطفا برای مشاهده لیست کامل "آثار ترجمه شده من" به ادامه مطلب بروید.

نکته: این یه پست ثابته و همیشه در صفحه اول نمایش داده میشه، برای خوندن مطالب جدیدتر به پستهای زیر رجوع کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم فروردین 1393ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

برای مشاهده مجموعه طبقه بندی شده نظرات این پست به ادامه مطلب بروید.

نکته: این یه پست ثابته و همیشه در صفحه اول نمایش داده میشه، برای خوندن مطالب جدیدتر به پستهای زیر رجوع کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم فروردین 1393ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

سینمایی پت پستچی

محصولی از امریکا و بریتانیا

تاریخ اکران در بریتانیا: 2 خرداد 93

مشاهده تریلر 


هواپیماهای آتش نشان (هواپیماها 2)

محصولی از والت دیزنی

تاریخ اکران در امریکا: 27 تیر 93

مشاهده تریلر


شیطان صفت

 انیمیشن نیست ولی میتونه باشه!

محصولی از امریکا و بریتانیا (والت دیزنی)

تاریخ اکران در امریکا: 9 خرداد 93

اقتباس دیگری از کارتون زیبای خفته

با بازی آنجلینا جولی

مشاهده آخرین تریلر


برچسب‌ها: آنجلینا جولی, پت پستچی, هواپیماها 2, ملیفیسنت, maleficent
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

لاکپشتهای نینجا ۶ (عملیات فرار)

مترجم: مسعود میراسماعیلی

مدیر دوبلاژ: شروین قطعه ای

گویندگان: بهروز علیمحمدی، شیلا آژیر، رضا الماسی، کسری کیانی، بیژن علیمحمدی، مهدی امینی، شایان شامبیاتی، کورش فهیمی و ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

در ابتدا لازمه توضیح بدم که چرا اعتقاد دارم ترجمه یک هنره.

آخه بعضیا خیلی رو کلمه "هنر" تعصب دارن و حتما اصرار دارن که ما در جهان هفت تا هنر بیشتر نداریم!

حتی یه بار یادمه در یکی از گروهها، بحث بر سر این بود که دوبله، هنره یا نه. و عده ای می گفتن چون دوبله جزو اون 7 هنر نیست پس هنر نیست!

اعتقاد من اینه که همه کارها و از جمله ترجمه، میتونن "هنر" به حساب بیان.

چرا؟

چون تقریبا تمام مترجمها وقتی شروع به مطالعه در این زمینه می کنن با اصول و مفاهیم اولیه این کار آشنا میشن؛ کم و بیش از منابع مشابهی استفاده میکنن؛ و از لحاظ تئوری و فنی تفاوت چندانی با هم ندارن.

نکته: البته به یاد داشته باشید که من دارم از لفظ "مترجمها" استفاده می کنم، نه "گوگل مترجم نماها"!

بنابراین چیزی که باعث میشه از بین دو مترجم خوب و باسواد، احساس کنیم کار یکشیون بهتره، اینه که اون مترجم بهتر، هنر بیشتری به خرج داده.

خیلی مواقع از یک جمله فرنگی، دو یا چند ترجمه مختلف می بینیم که همگی از لحاظ دستوری و معنایی درستند ولی احساس می کنیم انگار همچین یکیشون بهتر از بقیه اس.

یعنی جملات همه مترجمها درسته ولی جمله مترجم "هنرمند" زیباتر و درست تر به نظر میاد.

اگه از این منظر به قضایا نگاه کنیم حتی کارایی مثل نونوایی یا مسافرکشی هم میتونن هنر باشن و عامل اونها میتونه "هنرمند" به حساب بیاد.

این قضیه "هنر ترجمه" به خصوص در ترجمه فیلم خیلی میتونه به چشم بیاد و تأثیرگذار باشه، که به مرور بهش می پردازیم...

و اما بعد...

تا به حال چندتا از دوستان درباره مسأله "لهجه" از من سوال کردند و منم جسته و گریخته در نظرات، پاسخهایی رو دادم. اما اینبار میخوام از اساس مسأله رو براتون بشکافم:

در امر ترجمه فیلم، ما یه "لحن" داریم، یه "لهجه" و اینا با هم فرق میکنن. اما بعضیا فرق این دو تا رو نمیفهمن و اینا رو با هم قاطی می کنن.

خیلیا از من سوال میکنن که "لهجه ها" هم باید ترجمه بشن یا نه.

جواب: لهجه چیزی نیست که بشه ترجمش کرد. اما مترجم میتونه در ترجمه اش به مدیر دوبلاژ این آگاهی رو بده که فلان کاراکتر مثلا با لهجه اسپانیایی حرف میزند. و مثلا اون یکی با لهجه فرانسوی حرف میزند.

سوال بعدی اینه که مدیر دوبلاژ باید این لهجه ها رو در دوبله رعایت کنه یا نه.

جواب: فرض کنید که در یک فیلم امریکایی، کاراکتری هست که ایتالیایی حرف میزنه. حالا اگه گوینده اون نقش توانایی این رو داشته باشه که بتونه فارسی رو با لهجه ایتالیایی حرف بزنه، به اون دوبله میگن یه دوبله کامل.

صد البته این فارسی- ایتالیایی حرف زدنه باید برای مخاطب فارسی قابل فهم باشه و گوینده نباید مثل دوبله اینترنتی ماشینها ۲ از اونور بوم بیفته و ۹۹ درصد حرفاش غیرقابل فهم باشه.

حالا اگه ما مثلا بیایم اسپانیایی رو با لهجه "ارمنی" یا "ترکی" جایگزین کنیم، به اون دوبله میگن یه دوبله غیر اصولی و به اون مدیر دوبلاژ میگن مدیر دوبلاژ کارنابلد!

هر چند که ممکنه رشتی یا ترکی حرف زدن یه کاراکتر خارجی برای همه ما جالب و خنده دار باشه ولی از لحاظ اصولی، این کار صددرصد اشتباهیه.

مثلا اگه یه کاراکتر ترسو باشه و گوینده بیاد با لهجه رشتی به جاش حرف بزنه ممکنه برای خیلی از ما کار نو و جالب و خلاقانه و خنده داری به حساب بیاد اما از لحاظ فنی، قطعا کار نادرستیه. به خصوص در مورد دوبله هایی که قراره در بازار سراسر کشور توزیع بشن.  

امیدوارم توضیحاتم در مورد "لهجه" کافی و وافی بوده باشن...

و اما میرسیم به لحن:

مترجم تا جایی که امکان داره باید "لحن" رو در ترجمه اش رعایت کنه.

یعنی مثلا لحن یه دکتر یا رئیس جمهور قطعا با لحن یه لات آسمون جل فرق میکنه. لحن یک راوی مستند با لحن یه جهانگرد فرق می کنه. لحن یه پادشاه با لحن گدای سر چهارراه فرق میکنه.

یه مترجم با تجربه متوجه میشه که هر کدوم از کاراکترا چه لحنی دارن و تا حد ممکن سعی می کنه در ترجمش این لحنها رو لحاظ کنه و مدیر دوبلاژ هم باید به مترجمش اطمینان کنه و از خودش لحن اختراع نکنه!

برای درک بهتر این موضوع شما رو ارجاع میدم به گویندگی اون چهار کلاغ بامزه در انیمیشن "دامبو". چهار کلاغ لمپنی که اکثر جملاتشونو غلط غولوط می گفتن و تیم دوبله این رو به خوبی درک کرد.


ترجمه عناوین فیلمها

۱- موردی که مدتهاست می خواستم بهش اشاره کنم ترجمه انیمیشن معروف The wind rises هست که متاسفانه تقریبا همه جا دیدم که به صورت "باد بر میخیزد" ترجمه شده!

بارها گفتم مشکل خیلی از ماها اینه که در مواجهه با کلمات انگلیسی اولین و دم دستی ترین معادلی رو که به ذهنمون میرسه استفاده می کنیم. و این مسأله در ترجمه این عنوان کاملا مشهوده.

کلمه rise اگه در مورد "باد" به کار بره، به معنای "شدت گرفتن" ئه.

حتی اگه من نوعی این رو هم ندونم باید پیش خودم فکر کنم که آیا جمله "باد بر میخیزد" اصلا در فارسی معنی میده یا نه!

یعنی باد قبلا یه جا نشسته بوده و حالا بر می خیزه؟!!!

"قدرت تعقل" چیزیه که خدا به آدم داده تا ازش استفاده کنه....

۲- مورد دوم بازهم در مورد کلمه rise ئه که تا حالا در عنوان خیلی از فیلمها و انیمیشنها به کار رفته و متاسفانه به غلط باب شده که خیلیها اون رو "خیزش" ترجمه میکنن!!!!!!

مثل خیزش بتمن، خیزش نگهبانان، خیزش خفاش، خیزش کوفت، خیزش زهرمار و ....

لیدیز اند جنتلمَنز (!)، خیزش یه چیزی تو مایه های حرکتیه که قورباغه ها انجام میدن!

اون rise ای که در عنوان فیلمها به کار میره، بیشتر به معنای "به قدرت و شهرت رسیدن" ئه.

 نه خیزش، نه حماسه، و نه برخاستن....!

و دلیل اینکه در مورد انیمیشن rise of the guardians من اعتقاد دارم باید به صورت "ظهور نگهبانان" ترجمه میشد اینه:

Rise: The appearance of the sun or other celestial body above the horizon

۳- در زبان انگلیسی وقتی میخوان یک خانواده یا فامیل رو خطاب کنن، حرف S رو به آخر نام خانوادگی اون خانواده اضافه می کنن. 

اگه نام خانوادگی من Robinson باشه، کل خانواده من میشن Robinsons.

اگه نام طایفه من Crood باشه، کل خانوادم میشن Croods. پس Croods یعنی خانواده کرود. و مترجمی که این رو ندونه......... خب نمیدونه دیگه!

***************

فی المجلس دو سه تا مورد دست به نقد دیگه هم تو ذهنم هست که ترجیح میدم برای اینکه این پست زیاد طولانی نشه بذارمشون واسه پست بعدی.....

شاد باشید......


برچسب‌ها: ترجمه, ترجمه فیلم و انیمیشن, لهجه در ترجمه
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

چگونه اژدهای خود را تربیت کنید 2

محصولی از DreamWorks Animation

تاریخ اکران در امریکا: 23 خرداد 93

مشاهده آخرین تریلر منتشر شده


ترجمه چند اصطلاح انگلیسی (از انیمیشن لاکپشتهای نینجا)

Now we're talking

این شد حرف حساب

 

That's how I roll

ما اینیم دیگه

 

All in good time

به وقتش

 

your heart is in the right place

تو نیت بدی نداشتی

 

to your heart's content

هرچقدر دلتون بخواد

 

stay put

از جات تکون نخور


برچسب‌ها: مربی اژدها 2
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

بر من واضح و مبرهن است که عده ای نابخرد و کم سواد، اهمیت بسیار ناچیزی برای "ترجمه" در فرایند دوبله قائلند و عده ای کوته فکر هم اصلا اهمیتی براش قائل نیستند!

متاسفانه امروزه تعداد این دو عده کم نیست و نتیجه شم این شده در هر ۱۰ دقیقه از یک فیلم دوبله شده، شاهد مقادیر بسیار زیادی ایراد دستوری و معنایی هستیم.

نتیجه اش این شده که طرف تا افعال to be رو یاد گرفت فکر میکنه مترجم شده و با استفاده از یک فقره دیکشنری انگلیسی به فارسی حییم اقدام به ترجمه میکنه!

نتیجه اش این شده که آن مدیر دوبلاژ نسبتا محترم با استفاده از Google Translate و یا زیرنویس فارسیهای موجود در اینترنت و با به کار گیری مهارت فی البداهه گویی خود و گویندگانش، اقدام به ترجمه و دوبله یه کار سنگین می کنه و در نهایت بی شرمی اسم خودش رو هم به عنوان مترجم (!) ذکر میکنه!

بعضیام برای اینکه کسی شک نکنه مینویسن مترجم: ف.ک! و یا یه اسم تخیلی از خودشون اختراع میکنن و میگن مترجم: سید عبدالممد دماغیان!

این دسته از افراد تنها چیزی که براشون اهمیت داره اینه که فیلم مورد نظر فارسی سازی بشه و کلیت داستان رو بفهمن. بقیه اش رو برادران دیالوگ نویس فی البداهه گو (!) انجام میدن.

و اصولا خیلیهای دیگه هم هستن که هیچ اطلاعی از اهمیت و سختی کار یه مترجم فیلم ندارن و به راحتی به خودشون اجازه میدن (به قول یکی از دوستان) سطح مترجم رو در حد یه توپ جمع کن پایین بیارن.

چیزی که خیلیها نمیدونن و باید بدونن اینه که:

ترجمه، اصلی ترین و اساسی ترین و تخصصی ترین و سخت ترین مرحله از فرایند دوبله است.

برای اینکه هممون متوجه بشیم که هر کسی رو که رفته آموزشگاه چهار ترم زبان خونده و کار با دیکشنری دو زبانه و چهارتا فحش و اصطلاح انگلیسی یاد گرفته، نمیشه لقب مترجم بهش داد، من تصمیم گرفتم هر چند وقت یک بار مطلبی رو در باب هنر و علم ترجمه و نقش مهمش در دوبله براتون به اشتراک بذارم.

این مطالب از مسائل ساده ای مثل معانی کلمات تا اشتباهات رایج در ترجمه و فرایند و روال کار ترجمه فیلم و خیلی چیزهایی رو که باید در این مورد بدونید، شامل میشه و کلا علاوه بر آگاه سازی، برای علاقمندان به زبان، جنبه آموزشی هم داره (که این از همه چیز مهمتره).

در ضمن از اونجایی که من خدای زبان نیستم و قطعا خیلی چیزا رو نمیدونم و ممکنه اشتباهاتی داشته باشم، حتما دوست دارم که از نظرات شما هم مطلع بشم. و حتی اگه با گفته های من مخالف هستید میتونید با ذکر دلیل و مدرک، من رو از اشتباه در بیارید.

و اما دوست دارم اولین مطلب رو با پرداختن به دو سه اشتباه بسیار رایج شروع کنم. اشتباهاتی که متاسفانه خیلی از مترجمهای به اصطلاح حرفه ای هم انجام میدن و اکثرا ریشه در آموزشهای غلط دوران مدرسه و استفاده از دیکشنریهای دو زبانه داره.

اولیش معنی کلمه arm هست که تقریبا همیشه و در همه حال دیدم که بازو ترجمه شده! و یه جورایی میشه گفت دیگه این معادل برای کلمه arm جا افتاده و همه گیر شده!

خدمتتان عارضم که در زبان انگلیسی arm به ناحیه ای از دست که از شانه تا مچ امتداد داره اطلاق میشه و بنابراین نمیتونه معنی بازو داشته باشه.

برای بازو میشه از عبارت upper arm استفاده کرد. و یا اگه میخواید مشخصا به عضله جلوی بازو اشاره کنید باید از کلمه bicep استفاده کنید.

برای کلمه arm از معادل دست استفاده کنید. البته در برخی موارد در حالت جمع (arms) و با برخی از افعال میشه از معادلهای "آغوش" و "بغل" هم استفاده کرد. ولی چیزی که مشخصه معنی arm، بازو نمیشه.

همین اشتباه رو بارها دیدم که در مورد کلمه leg هم انجام میدن و اون رو ساق پا ترجمه میکنن؛ در حالی که کلمه leg به کل قسمت پا از زیر کمر تا مچ اطلاق میشه.

نکته دیگه ای که میخوام بگم در مورد کلمه army هست. ما معمولا در 99.9 درصد موارد این کلمه رو ارتش ترجمه میکنیم. این معادل غلط نیست ولی شاید خیلیامون ندونیم که در اصل اون ارتشی که ما در فارسی استفاده میکنیم همیشه دقیقا معادل کلمه army نیست.

در ایران به کل نیروهای سه گانه زمینی، دریایی و هوایی میگیم ارتش. ولی در زبان انگلیسی کلمه army در اصل به معنای نیروی زمینی هست؛ و نه کل ارتش.

برای اشاره کل به ارتش (نیرهای زمینی، هوایی و دریایی) باید از کلمه military استفاده کرد.

اینها مواردیست که خیلیها بهش توجه نمی کنن و به محض مشاهده یک کلمه انگلیسی اولین معادلی رو که مصطلح هست براش انتخاب می کنن (مساله ای که از نظر من، آفت ترجمه است).

در مورد عبارت nut job

شکی در این نیست که این عبارت به خودی خود به معنی روانیست.

اما همونطور که قبلا گفتم سازندگان این انیمیشن با انتخاب این عنوان در واقع یه اسم چند پهلو رو انتخاب کردن و خواستن با کلمات بازی کنن.

کلمه nut هم به معنای انواع آجیل و هم به معنای آدم روانیه. و از طرفی، یکی از کاربردهای کلمه job در موارد جرم و جنایته، به خصوص در مورد سرقت از یک محل خاص مثل بانک یا یه شرکت.

با دیدن این انیمیشن متوجه شدم که یکی از اتفاقات اصلی ای که توش میفته همین bank job یا سرقت از بانکه.

بنابراین با در نظر گفتن این دو مورد بازم باید بگم که به نظرم عنوان "آجیل دزدی" میتونه عنوان مناسبی برای این انیمیشن باشه. از لحاظ بازاری هم عنوان خوبیه. ولی با سایر معادلهای مطرح شده کاملا مخالفم.

**************

بدیهیست در صورت استقبال و مشارکت شما، مطالب هنر ترجمه، سریعتر و با موضوعاتی مفصل تر و تخصصی تر به روز خواهد شد.

دلواپس نباشید.........


برچسب‌ها: ترجمه
+ نوشته شده در  جمعه دوم خرداد 1393ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

مشاهیر سرزمین آز، بازگشت دوروتی

محصول مشترکی از هندوستان (چه شود!) و شیطان بزرگ: امریکا

تاریخ اکران در آن سرزمین کفر: 19 اردیبهشت 93

در پی هزار و شونصد نسخه مختلفی که از این افسانه قدیمی و نوستالژیک ساخته شده، اینبار با داستان متفاوتی از سرزمین عاز مواجه میشیم:

دوروتی که طی یک سری اتفاقات کاملا منطقی و روتین (!) دوباره به سرزمین آز برمیگرده، متوجه میشه که یک صهیونیست جدید به نام جستر کنترل شهر رو در دست گرفته و ضمن تلاش برای ویرانی شهر، دوستان قدیمیش (یعنی مترسک، شیر بی وجود، مرد حلبی، و گلیندا) رو فرستاده جایی که غم نباشه!

بنابراین دوروتی با تصمیمی کبری، جزمش را برای یافتن دوستاش عزم میکند و در این راه پر متلاطم چندتا دوست جدید هم از روی خودشیرینی همراهیش می کنن. از جمله یه جغد خپل، یه پرنسس چینی و چندتا نخود آش دیگه....

همانطور که حتما نمیدانید (!) کل یوم آثاری که در مورد سرزمین عاز ساخته شده، برگرفته از رمانی بسیار قدیمی با نام جادوگر اعجاب انگیز سرزمین آز میباشد که حدود 114 سال پیش توسط یه بابایی (که دونستن اسمش دردی رو ازتون دوا نمیکنه) نوشته شده.

شماها یادتون نمیاد (بابا بزرگسال!) ولی قطعا معروفترین و نوستالژیک ترین فیلمی که از این رمان ساخته شده، فیلم جادوگر شهر عاز میباشد که حدود 75 سال پیش یعنی در سال 1939 به نمایش درآمد.

ایناهاش، اینو میگم:

تریلر انیمیشن مشاهیر سرزمین آز، بازگشت دوروتی رو میتونید در اینجا مشاهده و دانلود کنید.

توضیحات تکمیلی:

از اونجایی که میدونم مثل همیشه در اذهان پریشا... ئه! ببخشید... اذهان کنجکاوتون،  سوالاتی در مورد ترجمه عنوان این انیمیشن پیش اومده لازم میدونم نِکاتی رو خدمتتون عرض کنم.

نکته 1: لیدیز و جنتلمنز! در جاهایی مشاهده شده که عنوان این انیمیشن رو به صورت افسانه های شهر اوز ترجمه کردند!

اولا که وقتی کلمه legend جمع بسته شده، به نظر شخصی من، اشاره شون به اشخاصه. یعنی به اشخاص افسانه ای سرزمین آز. البته این نظر و برداشت شخصی منه. شایستی هم اشتیباه کنم!

در ثانی دیده شده که بعضیا در زبان فارسی به غلط کلمات افسانه و اسطوره رو برای اشخاص به کار میبرن. در حالی که معنی این دو کلمه، قصه و داستان هست.

با توجه به دو مورد فوق (یعنی اگر اشاره به اشخاص باشه) پس دیگه نمیتونیم بگیم افسانه های شهر اوز و با توجه به معانی مختلف کلمه legend، به نظر شخصی من معادل مشاهیر مناسبتره و صحیحتره.

نکته 2: مسأله دیگه در مورد تلفظ کلمه OZ هست: بابا به پیر، به پیغمبر، چیزی که تو فیلم میگن و چیزی که این بنده سراپا تقصیر میشنوه، آز هست، عاز، ئاااز.

ناموسا اوز نمیگن. به خدا اوز نمیگن.

میگن آز. عاااااااز....

حالا اگه ۴۰ سال پیش یکی به غلط گفته اوز و در ذهن شما اوز جا افتاده و یا اینکه دوست دارید اوز بشنفید، اون دیگه پرابلم خودتونه.

نکته 3: آز، شهر نیست بلکه یه سرزمینه. اون شهری که اینا توش هستن اسمش امرالد یا امرلده که جزئی از سرزمین یا کشور آزه. پس چی شد؟ آز شهر نیست....


و آماا..... باز هم دخترررررررِ.......؟

بگید.........

لُرررررررررررر

 

اینُم لینک دانلود فایل صوتی دوبله ای که قبلا براتون تعریف کرده بودم. یعنی انیمیشن بسیار زیبای شیردل با مدیریت دوبلاژ زهره شکوفنده و گویندگی بسیار خوب زهره شکوفنده، شایان شامبیاتی، رزیتا یار احمدی و ...

باز بگید تهرون بد جاییه!


برچسب‌ها: جادوگر سرزمین آز, شیردل, brave, زهره شکوفنده
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

قیمت دو عد نون بربری خاش خاشی در ایران: 2000 تومن!


کرایه ورودی هر مسافر تاکسی در ایران: 1000 تومان!


دستمزد یک مترجم فیلم در ایران: ؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!


من در کشوری زندگی می کنم که ارزش یک مترجم با سواد متخصص فیلم، کمتر از دو عدد نون بربریه!


مسئولان کاسبکار و بیسواد و رانت خوار موسسات، صد میلیون صد میلیون پول جابجا میکنن ولی برای اینکه دقیقه ای 500 تومن دستمزد مترجم رو زیاد کنن، جونشون از یه جاشون درمیاد!


من در کشوری زندگی میکنم که حقوق یه شاگرد نونوا و یه راننده تاکسی بیسواد، بسیار بسیار بیشتر از مترجمیه که سالهای سال از عمرش رو صرف مطالعه و کسب علم کرده.


مترجمهای واقعی (و نه مترجمهای زیرنویس و گوگل ترنسلیت) حتما میدونن که این کار چقدر سخت و طاقت فرساست. و کاری نیست که بشه یک عمر به طور مداوم انجامش داد.


من متاسفم برای مدیرانی که برای ارزونتر تموم شدن کارشون حاضرن با هر ننه قمر قیمت شکن و بیسوادی کار کنن تا بهتر بتونن با استفاده از رانتهای دولتی و سودهای کلانی که از این راه بدست میارن، برن ترکیه و دوبی عشق و حال کنن.


اونا با کمترین تلاش ممکن روز به روز دارن پولدارتر میشن، اونوقت توی مترجم باید شبانه روز کار کنی و دست آخرم از بی پولی و درد کمر و گردن و شانه بنالی!

من متاسفم برای مدیران دوبلاژی که فرق ترجمه "گوگل ترنسلیت" رو با یه ترجمه خوب نمیفهمن. متاسفم برای مدیران دوبلاژی که فکر میکنن ترجمه انیمیشن آسونتر از ترجمه فیلمه و هر کی دو کلاس زبان خونده میتونه از پسش بربیاد!


متاسفم برای مدیران دوبلاژی که حاضرن برای موندن در این عرصه، با قیمتهای بسیار ناچیز کار بزنن و جیب یه عده مدیر نالایق و بی هنر رو پر پولتر کنن.


آخرش مثلا میخواین به کجا برسین؟ نهایتا میشین یکی مثل آقای ایکس که در سن هفتاد سالگی، با وجود برخورداری از نهایت شهرت و محبوبیت در بین علاقمندان به دوبله، هشتش گروه نهشه و داره تو خونه مستاجری زندگی میکنه!


متاسفم برای مدیران دوبلاژی که برای اینکه پول ترجمه ندن، با استفاده از گوگل ترنسلیت و زیرنویس فارسیهای موجود در اینترنت کارو دوبله میکنن و اسم خودشونم به عنوان مترجم کار درج میکنن! در حالی که دوزار از زبان انگلیسی چیزی نمیفهمن!


همین دیروز دوتا کار دوبله دیدم که سرشار از ایرادات ترجمه و دستوری بود. ولی کی به کیه؟ مردم که نمیفهمن! 

مهم اینه که کار با نهایت سرعت و در نهایت کم هزینگی (!) دوبله بشه!


متاسفانه کلیه عوامل دوبله که هم هیچ اتحادی باهم ندارن و حاضرن تحت هر شرایطی و با هر خفتی کار کنن.


و در نهایت متاسفم برای همکاران مترجمم که دارن علم و تخصص خودشونو ارزون میفروشن....


لیاقت موسسات، همون زیرنویسیها، گوگلیها، و مدیران دوبلاژ مترجم نماست!


لطفا برای علم، تخصص و هنر خودتون ارزش بیشتری قائل شوید....


به خدا ارزشتون بیشتر از دوتا نون بربریه.....!


نذارید از علاقه شدیدتون به دوبله سوء استفاده کنن.....

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

لطفا به ادامه مطلب برویییییید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

ضمن تشکر از علیرضا عباسی عزیز بابت طراحی این پوستر زیبا، به عرضتون میرسونم که برای دیدن لیست راه یافتگان به مرحله فینال و اطلاع از آدرسهای مورد نظر برای رای گیری به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اردیبهشت 1393ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

 

ضمن تشکر از مازیار عزیز بابت طراحی این پوستر زیبا، بدینوسیله آغاز چهارمین جشنواره اینترنتی دوبله انیمیشن را اعلام میکنم.

بدیهی است نظرسنجی در آن صفحه مجازی صورت خواهد گرفت و این پست صرفا جنبه اطلاع رسانی دارد.

برای اطلاع از کم و کیف این نظرسنجی و دیدن لیست کاندیداهای هر بخش به ادامه مطلب مراجعه کنید. 


برچسب‌ها: نظرسنجی دوبله ای
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

رررررررررریو ۲

 

تاریخ اکران: ۲۲ فروردین ۹۳

       محصول امریکا (Twentieth Century Fox Animation و Blue Sky Studios)

خلاصه داستان: بلو و زنش که حالا ۳ تا بچه قد و نیم قد به دنیا آوردن از ریودوژانیرو به اعماق جنگل آمازون نقل مکان می کنن. اما طوطی بده ی قسمت اول (نایجل) اینجا هم دست از سرشون برنمیداره و به قصد گرفتن انتقام از اونها، دست به طراحی نقشه هایی شیطانی میزنه.

آماااا نایجل، تنها بدبختی بلو نیست. بدبختی بزرگتر اون، پدرزن قلدرشه که ظاهرا بدجوری کلاهشون تو هم میره.

طبق معمول بیشتر کارتونهای معروف، در ریو ۲ هم خوانندگان مطرحی صداپیشگی کردند. از جمله:

Bruno Mars

و

 Will i Am

تریلر این انیمیشن رو میتونید در اینجا مشاهده کنید.

بیصبرانه منتظر دیدن باحالترین انیمیشن امسال میباشم...


برچسب‌ها: ریو, ریو 2
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

دختر کوکی

محصول کانادا
تاریخ اکران: 22 دی 1392


 خانواده دوگن

محصول امریکا
تاریخ اکران: 4 بهمن 1392


اسباب بازیهای لِگویی

تاریخ اکران: 18 بهمن 92
محصول مشترکی از وارنر برادرز و چند کمپانی دیگه (استرالیا، امریکا و دانمارک)
اثری از کارگردان ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی


در این انیمیشن بعضی از ابرقهرمانهای چندش آور معروف هم حضور دارن، از جمله: بتمن، سوپرمن، سوپرزن (!)، لاکپشتای نینجا، گندالف، فانوس سبز و....

مشاهده تریلر 


آقای پیبادی و شرمن


باز هم نجات دنیا و البته این بار با مشارکت یه سگ و پسرخونده اش...

محصولی از کمپانی DreamWorks

تاریخ اکران در امریکا: 16 اسفند 1392

اثری از سازنگان ماداگاسکار، شرک و چگونه اژدهای خود را تربیت کنید

مشاهده تریلر

به طور پیشفرض، عاشق کارهای دریم وورکسم. حالا باید دید این چی از آب درمیاد...


 اسکوبی دو: راز مسابقات کشتی کچ

تاریخ عرضه: 5 فروردین 1393

محصولی از وارنر برادرز


 آلفا و امگا 3: مسابقه بزرگ گرگها

محصول امریکا

تاریخ عرضه: 5 فروردین 1393


 پری دزد دریایی (تینکربل ۵)

محصولی از دیزنی تون

تاریخ عرضه: 12 فروردین 1393

مشاهده تریلر 


و آماااااا.......

خدمتتون عارضم که به دلیل یه سری مسائل شخصی و شغلی، فعلا پروژه سایت منتفیه و با همین وبلاگ در خدمتتون هستم. اما شما میتونید با استفاده از آدرس:

animationlovers.ir

نیز به این وبلاگ دسترسی داشته باشید.

فعلا هیچ قولی در مورد هیچی بهتون نمیدم ولی با توجه به اون پست آخری که زدم و اظهار لطف بی اندازه شما تصمیم گرفتم همچنان به بقای این وبلاگ ادامه بدم. مطمئنا اگه بازخورد خوبی از شما دریافت کنم، سعی میکنم با نوشتن مطالب خواندنی و مفید درباره ترجمه، دوبله و ... و همچنین انجام مصاحبه های غافلگیر کننده اینجا رو به روز کنم. در غیر اینصورت فقط به اخبار انیمیشنهای جدید اکتفا میکنم. و صد البته باز هم اگه شرایط رو مساعد نبینم و متوجه بشم که بازم همون آش و همون کاسه اس، اینبار دیگه بدون خداحافظی شرمو از سرتون کم میکنم.

ضمنا پست "کی جای کی صحبت میکنه" به لطف دوست بسیار خوبمون Soyoung عزیز، بالاخره یه نظمی به خودش گرفت و حالا دیگه شما میتونید با استفاده از فایلهایی که برای دانلود قرار دادم، به راحتی به جواب سوالات مورد نظر خودتون برسید.

یه پست ثابت هم برای کارهایی که ترجمه کردم تعیین کردم (پست اول) که هر چند وقت یه بار به روز میشه.

البته با توجه به ناملایمات و وجود هرج و مرج و خر تو خر بودن بازار ویدیو رسانه و مشاهده بعضی برخوردها و رفتارها و شنیدن بعضی حرفها، واقعا رغبت چندانی به ادامه فعالیت در حوزه رسانه ندارم. همین چندتا اثری که ترجمه کردم ما را بس!

در مورد مصاحبه هم قرار شده مصاحبه با امین قاضی به صورت صوتی باشه (بعد از تعطیلات عید). منتها اینکه زمانش کی باشه، بستگی به ایشون داره.

در ضمن به احتمال زیاد چهارمین جشنواره اینترنتی دوبله انیمیشن در اولین فرصت، بعد از تعطیلات عید در ف-ی-س-بووووققق برگزار خواهد شد که به موقعش جزئیات لازم رو به اطلاعتون خواهم رسوند.

ادامه تعطیلات خوش بگذره...

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم فروردین 1393ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

سریال انیمیشنی اژدها سواران

مترجمها: 
مسعود میراسماعیلی، امید گلچین و آرش صوفی

گویندگان: 
اشکان صادقی (هیکاپ)، دیانوش آصف وزیری (استرید)، مجید حبیبی (گابر)، علی باقرلی (استویک)، مهدی ثانی خانی (اسناتلات)، سعید شریف، حامد بیطرفان (تافنات)، علیرضا مبین (فیشلگز)، نسرین کوچک خانی (رافنات)، مهرداد معمارزاده (میلدو)، علی اصغر قره خانی (مالچ)، ریحانه صفاری و عباس چهاردهی.

شروع پخش: از 29 اسفند 1392

ساعت 21 از شبکه پویا

و از اول فروردین 1393:

هر شب ساعت 19

تکرار: روز بعد ساعت 12

برچسب‌ها: مربی اژدها, اشکان صادقی, مجید حبیبی, مهدی ثانی خانی, اژدها سواران
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

من چند ماه پیش در این پست سعی کردم اتفاقاتی رو که در این وبلاگ برای من افتاده، با زبانی طنز بازگو کنم. اتفاقاتی که ماهیتشون چیزی جز حقیقت محض نبودند. اون پست رو زدم تا شاید بعضیا از رفتار خودشون خجالت بکشن. آخه میگن زبان طنز، اثرگذاری بیشتری داره. اما فهمیدم که نرود میخ آهنین در سنگ....

من تقریبا همه حرفها و گله گذاریها خودمو تو اون پست کردم و دیگه نیازی نیست همه شو اینجا تکرار کنم. متأسفانه هرگاه از اینوریا تعریف کردم اونوریا ناراحت شدن و هرگاه از اونوریا تعریف کردم اینوریا ناراحت شدن. هروقت از شخص یا گروهی تعریف کردم در نظر اونها شدم کارشناس دوبله و هروقت از همون شخص یا گروه (توجه کنید: همون شخص یا گروه) انتقاد کردم به من گفتند تو کجای دوبله ای که انتقاد میکنی!

هر موقع برای تبلیغ کار یا رفع و رجوع یک هجمه، به من نیاز داشتند ما شدیم "مسعود جان" و هروقت چیزی بر خلاف میلشون نوشتیم با انواع و اقسام اسامی جعلی (توجه کنید: اسامی جعلی و نه واقعی) اومدن بهم فحش دادن.

عزیزان! من اونقدر مرد هستم که با اسم خودم انتقاد کنم. حتی از دوستانم. حتی از همکارانی که باهاشون چشم تو چشم میشم. اونقدر مرد هستم که با اسم خودم انتقاد کنم حتی اگر این انتقاد باعث بشه که بعضیا ناراحت بشن و دیگه با من کار نکنن. ولی شمایی که پشت انواع و اقسام اسامی جعلی مردانه و زنانه قایم میشی، اینو بدون که به اندازه سر سوزنی وجود نداری. شمایی که جلوم بهم لبخند میزنی و پشت سرم شر و ور میگی بدون خیلی بی وجودی. شمایی که جلوم بهم احترام میذاری و بعد میای تو وبلاگم با اسم جعلی کامنت توهین آمیز میذاری بدون خیلی بی وجودی. و انقدر وجود نداری که بیای با اسم خودت مرد و مردونه بگی با نظرت مخالفم.

در این میان عده ای ابله تر از ابله هم پیدا شدن که بهم گفتن تو به خاطر گرفتن کار ترجمه از فلانی و بهمانی تعریف میکنی! این آدمای بیمار نمیخوان ببینن که اتفاقا من بیشترین انتقادات رو از همون فلانی و بهمانی که بهم کار ترجمه میدن، کردم. بعدشم آخه آدمای حسابی! مگه فکر میکنید کار ترجمه چقدر ارزش داره که من بخوام به خاطرش دستمال کشی کسی رو بکنم. من تو زندگیم حتی تو بدترین شرایط به آدمای خیلی گنده تر هم باج ندادم. چه برسه به اینکه بخوام به خاطر گرفتن یک کار ترجمه (که چیزی شبیه به بیگاریه) دست به دستمال بشم! کار طاقت فرسایی که 4، 5 ماه بعد پولشو بهت میدن و تازه هیچ تضمینی هم توش نیست.

یا مثلا یه ابله دیگه ای اومده گفته من به خاطر اینکه نونم آجر نشه، کامنت توهین آمیزشو درباره اشکان صادقی تایید نکردم! آخه بچه قرتی! اولا که من از اردیبهشت ماه امسال هیچ کاری برای استودیو آواژه انجام ندادم (بگذریم از دانشگاه هیولاها که یه کار دلی بود و خودم خواستم انجام بدم). پس عملا نونی در کار نبوده که بخواد با تایید کامنت توی حقیر، آجر بشه.

ثانیا منبع اصلی درآمد من چیز دیگه ایه. من به چندرغاز پول ترجمه نیازی ندارم. اگرم اینکارو میکنم صرفا به خاطر علاقه مفرط به مقوله دوبله است. البته منتی بر کسی ندارم و ایضا کسی هم نمیتونه سرم منت بذاره. نشون به اون نشون که بارها پیش اومده به خاطر گرفتاریهای مختلف و نداشتن وقت، بعضی از کارهای ترجمه رو رد کردم و یا کسان دیگه ای رو برای ترجمه به آواژه و کوالیما معرفی کردم. این مسأله رو میتونید از مسئولان این دو استودیو بپرسید.

هیچوقت مثل بعضی از مترجمای دیگه حتی یک بار هم نگفتم به من کار ترجمه بدین. اینم میتونید ازشون بپرسید.

من به دلیل اینکه همیشه صادقانه حرفم رو زدم و انتقادم رو مطرح کردم تا حالا خیلی حرف شنیدم. و کم کم به این نتیجه رسیدم که ماها کلا دوست داریم آدمای دور و برمون باهامون یک رنگ نباشن! مثل بعضیا نبودم که جلوی طرف به به و چه چه و نوکرم چاکرم کنم و پشت سرش به اندازه یه رمان بلند، غیبت کنم! شاید به همین خاطره که همیشه مغضوب علیه بودم! خب حرفی نیست! از این به بعد ما هم دورو و نون به نرخ روز خور میشیم تا تو دل همه جا کنیم! خیلیم عالی!

خیلیا رو تو ارکان دوبله میشناسم که از نظر شخصیتی کلا آدمای ناموجهی هستند و هیچگونه احترامی برای مخاطبان قائل نیستند ولی چون وبلاگ و وبسایت ندارن و برای مخاطبان، دست نیافتنی هستند، از نظر شماها آدمای بسیار مقدس، مؤدب، فرهیخته و با کلاسی به حساب میان! ولی یکی مثل من نوعی که صمیمانه میاد با مخاطب رودررو میشه و بهش جواب میده، همیشه باید کلی حرف بشنوه. به همین خاطره که خیلی از هنرمندانی که وبلاگ داشتن، عطای داشتنشو به لقاش بخشیدن و رفتن تو لاک خودشون. حتی خیلی از بچه هایی که با من یا بعد از من وبلاگ زدن هم کم کم به خاطر همین بی مهریها ناپدید شدن.

چند روز پیش داشتم با یکی از دوستان راجب همین مسأله صحبت میکردم و بهم میگفت منتقد حتی اگه فحش خوار مادر هم بهش بدن نباید از کارش دست بکشه.

بعله! منم چهار سال و اندی دست نکشیدم ولی اگه صبر ایوب هم داشتم دیگه تا الان تموم شده بود.

من نمیتونم تحمل کنم که یه فرد 14، 15 ساله خل و چل بیاد کلفت بارم کنه و بهم تهمت بزنه. برام سنگینه کسی که حتی در نگارش زبان فارسیش هم مشکل داره و هر رو از بر تشخیص نمیده، بیاد بگه فلان عبارت، معنیش "روانی" نمیشه و به من بگه تو مترجم نیستی! آخه گلابی! تو برو اول دیکته فارسیتو درست کن بعد بیا از کسی که حدقل 10 سال سابقه ترجمه داره، ایراد بگیر.

من نمیتونم تحمل کنم که بعضیا به وبلاگ من به عنوان یه تریبون تبلیغاتی یا ابزاری نگاه کنن و بعد که کارشون تموم شد، حاجی حاجی مکه! مام میشیم آدم بده!

متأسفانه بعضی از مخاطبا حتی یک درصد احترامی که به یه جوجه دوبلور 20 ساله میذارن، به من مترجم نوعی نمیذارن. از این ناراحت نیستم که چرا به اون جوجه دوبلور احترام میذارن؛ از این ناراحتم که چرا شأن و ارزش کار یه مترجم در حوزه دوبله، انقدر پایینه.

متأسفانه بعضی از دوبلورها هم نگاه قدیس واری به خودشون دارن و مترجم جماعت رو در حد سیاهی لشکر میدونن و برخورد مناسبی با مترجمها ندارن.

در حالی که کار ترجمه بسیار سخت تر، تخصصی تر و علمی تر از کار یه دوبلوره.

وقتی نگاه خود دوبلورها اینگونه باشه، همین میشه که دخترکی تازه به سن بلوغ رسیده، در خطاب به من نوعی از واژه "پسر مترجمه" استفاده میکنه. این افرادی که اهمیتی برای مترجم و کار ترجمه قائل نیستن بیان پیش من تا من 5 دقیقه از همین سریال "قیام ترون" رو بهشون بدم ببینم میتونن ترجمش کنن یا نه. هر دیکشنری ای هم که بخوان بهشون میدم. به خدا 2 دقیقه شم نمیتونن. حتی با وجود زیرنویس هم نمیتونن.

مترجمی (مخصوصا مترجمی فیلم) از مشاغل بسیار سخت و طاقت فرساییه که متاسفانه هیچ اعتباری تو ایران نداره. کسی که بدون داشتن تحصیلات عالیه میره پشت میکروفن و به زور صداشو کلفت میکنه و ادای این و اونو درمیاره، اعتبارش تو جامعه از مترجم همون اثر، بیشتره.

مخصوصا مترجمی که دم دست باشه و پاسخگو باشه و وبلاگ داشته باشه، دیگه از همه بی اعتبارتره. هرچی کمتر در دسترس باشی و کمتر پاسخگوی مخاطبت باشی، مقدس تر و محبوبتری!

البته من گهگاه هم سعی کردم مطالب اندکی رو که راجب زبان انگلیسی میدونم و کلا تجارب خودم رو در اختیار شما قرار بدم. ولی ماشالا اونقدر که از مطالب حاشیه ای و خاله زنکی استقبال شده، از اینگونه پستهای تخصصی و آموزنده استقبالی نشده.

فکر میکنم همین دلایل، کافی باشن برای بستن این وبلاگ!

البته یکی از دلایل عمده دیگه اش کوچ دسته جمعی همراهان سابق به فیسبوکه. قبلنا دوستای خوبی اینجا میومدن. نظر میدادن. بحث میکردیم. من ازشون چیز یاد میگرفتم. روحیه میدادن. ولی الان طوری شده که برای اینکه بیان اینجا نظر بدن احتمالا زیرلفظی میخوان!

بهونه شونم اینه که سرشون شلوغه (هرچند میدونم هنوزم تک تکشون میان این وبلاگو میخونن). منتها من نمیدونم این چه سرشلوغی ایه که هر روز تو فیسبوکن!

خب من این مطالب رو واسه عمه ام که نمینویسم! واسه شماها مینویسم. وقتی بدونم شماها علاقه ای ندارین خب دیگه نمینویسم! بیمار که نیستم.

وقتی شماها نمیاین، امثال "مهدی" ها میان که جز مسخره بازی و لودگی و بی ادبی، کار دیگه ای بلد نیستن.

اما در کل بهتره یه کمم مثبت حرف بزنم! من تو این وبلاگ با دوستان خیلی عزیز و دوست داشتنی ای آشنا شدم. کلا خاطرات خوب و بگو بخند و لحظات خوش زیاد داشتیم. سه جشنواره رو با کمک دوستان برگزار کردم که با اینکه خیلی محدود بودن ولی تو کل ایران بی سابقه ان و حتی توجه بعضی از بزرگان و موسسات رو هم به خودشون جلب کردن. تو برگزاری این جشنواره ها خیلی از دوستان، صمیمانه و بدون هیچ منتی بهم کمک کردن که قلبا ازشون ممنونم. هرچند که سر این سه جشنواره هم کلی حرف و تهمت شنیدم!

بعضیام سعی میکردن طوری وانمود کنن که انگار نتایج این جشنواره ها براشون مهم نیست، اما در عمل هر روز با جدیت پیگیر نتایج و آراء بودن!

و اما بریم سر اصل مطلب: همونطور که حتما فهمیدید من میخوام این وبلاگو ببندم. خیلی برام سخته. این تصمیمو بارها و بارها گرفته بودم ولی هر بار به خاطر لطف دوستان، پشیمون شدم. راستش خودمم دلم نمیومد ازش دل بکنم. ولی اینبار دیگه تصمیمم جدیه. اینارم ننوشتم که جلب ترحم کنم و شما بیاین بگین تو رو خدا نرو و از این هندی بازیا. اینا رو نوشتم تا گوشه ای از دلایل اینکارمو بهتون گفته باشم. نگید چرا یهو بیخبر رفت!

الانم میدونم بعضیا خوشحال میشن. به هر حال از شر یه منتقد سختگیر راحت میشن و بهتر میتونن کارای ضعیفشونو تو پاچه مخاطبان بکنن.

شایدم بعضیا خیالات برشون داره و بگن دیدین با دوتا کامنت یه کاری کردیم مسعود وبلاگشو ببنده! جهت اطلاع اون عزیزان هم باید بگم که اصلا در حدی نیستن که باعث بسته شدن این وبلاگ بشن. من بیشتر از دست دوستان و نزدیکان و همکارانم دلخورم.

بگذریم...

البته هنوز یه کار ناتموم دارم و اونم مصاحبه با مریم نوری درخشان و امین قاضیه که چون بهتون قول دادم حتما انجامش میدم. مخصوصا مصاحبه با خانم درخشان رو (چون هماهنگیهای لازم با ایشون صورت گرفته).

یه چیزایی هم تو این وبلاگ هست که حیفه از بین برن. مثل مصاحبه ها و بعضی از مطالب تخصصی و پر خواننده.

یا مثلا پست "کی جای کی صحبت میکنه" که واقعا آرشیو خوبی شده. البته دو سه تا از دوستان وعده داده بودن که نظرات این پست رو به صورت یه آرشیو منظم درمیارن و به من میدن. ولی تک تکشون در اواسط کار به طور کاملا خودجوشی منصرف شدن!

به همین خاطر احتمال این هست که یه سایت بزنم و اینجور مطالب مفید رو به طور سازماندهی شده تو اون سایت قرار بدم. و همینطور خبر آثار ترجمه شده ام رو. البته یه آدم خیری باید پیدا شه که این سایتو واسم طراحی کنه!

اینم بگم که قطعا تو اون سایت موعود، خبری از "دوبله" و "نقدش" نخواهد بود.

دوبله باشه واسه خدایان مقدس دوبله و جوجه دوبلورهایی که فکر میکنن با تقلید صدای بزرگان در پشت میکروفن خونه شون، میتونن دوبلور بشن.

ما که کلا از دوبله چیزی سردرنمیاریم. فقط اونان که میفهمن. چرا؟ چون پشت میکروفن با شورت دوبلوری عکس دارن!

نکته دیگه اینکه اخبار مربوط به انیمیشنهای جدید رو هم تا اطلاع ثانوی میتونید از طریق صفحه "عاشقان انیمیشن" در فیسبوک دنبال کنید.

در نهایت اینم بگم که به اندازه یه کتاب، حرف واسه گفتن دارم ولی بیشتر از این نمیخوام چشماتونو خسته کنم. مرسی از اینکه وقت گذاشتید و همه این پست طولانی و دراز (!) رو خوندید.

فقط اینکه اگه طی این چند سال ناخواسته به کسی بی احترامی کردم و باعث رنجش خاطر کسی شدم، همینجا ازش حلالیت میطلبم.

مطمئن باشید هیچکدوم از انتقاداتم از سر کینه و دشمنی نبوده. و اصولا (سوای دوبله) به شخصیت فردی و اجتماعی همه آدما احترام میذارم.

و همیشه سعی کردم با رعایت اصل بی طرفی این وبلاگ رو اداره کنم. به خاطر همینم بود که این وبلاگ تبدیل به پرمخاطبترین و پرنظرترین وبلاگ دوبله ای شد و حتی مورد توجه بسیاری از اهالی دوبله قرار گرفت. ولی دیگه هرچی بود تموم شد. بهتره جامو بدم به جوونا و بیشتر به امورات شخصی خودم بپردازم. شاید اینجوری منم مقدس و محبوب بشم! البته یه مقدارم دستم بی نمکه، اینو دیگه کاریش نمیشه کرد!

آخرین پستهای این وبلاگ، دو مصاحبه وعده داده شده خواهد بود و دیگر تمام!

ما رو به خیر و شما رو به سلامت....

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1392ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

روانی!

محصول امریکا، کانادا و کره جنوبی (2014)

تاریخ اکران: امروز (27 آبان 92)

این انیمیشن، حکایت زندگی سِرلی، یه سنجاب دردسرسازه که بعد از گندی که تو پارک جنگلی محل اقامتش بالا میاره، توسط بقیه حیوونا از اونجا به شهر تبعید میشه. و در شهر چیزی رو پیدا میکنه که با اون هم میتونه زندگی خودش و هم زندگی بقیه جونورای پارک جنگلی رو نجات بده.

در این انیمیشن هم افراد معروفی مثل Brendan Fraser (جورج جنگل) گویندگی کردند.

البته این اثر که به نظر میرسه بسیار کمدی و خنده دار باشه، از طرف منتقدین با نقدهای زیاد خوبی مواجه نشده و بعید به نظر میرسه انیمیشن درجه یکی باشه. 

از طرفی با توجه به تصاویر و طرح داستانش، منو به شدت یاد راتاتویی و مخصوصا آنسوی پرچین میندازه. خط کلی داستانش که کاملا مشابه داستان آنسوی پرچینه.

در مجموع با توجه به لیست انیمیشنهای امسال به نظر میرسه که متاسفانه یکی از بدترین سالهای انیمیشنی رو در پیش رو داشته باشیم و به غیر از یکی دو انیمیشن معروف که اونام حالت sequel دارن، انیمیشن چشمگیری در سال 2014 اکران نخواهد شد.

توضیح: یکی از دوستان در یکی از سایتها دیده بود که عنوان این انیمشن رو "آجیل دزدی" ترجمه کرده بودن! البته قطعا معنی عبارت nut job همینیه که من گفتم. ولی به نظر میرسه سازندگان این انیمیشن خواستن یه جورایی با کلمات بازی کنن و با توجه به معنی کلمات nut (آجیل) و job و با توجه به اینکه در این کارتون، حیوونا قصد آجیل دزدی دارن، این عنوان هم میتونه مناسب باشه. اما از لحاظ معنایی، عبارت nut job به معنای روانی هستش. 

تریلر انیمیشن روانی رو میتونید در اینجا مشاهده کنید.


برچسب‌ها: روانی, the nut job, آجیل دزدی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1392ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

به عنوان اولین پست سال 2014 بد ندیدم مروری کلی داشته باشم بر دوبله های سال 2013. البته در این پست به دوبله هایی میپردازم که به طرق مختلف از طریق رسانه ها و یا شرکتهای نرم افزاری در سطح کشور پخش شدن و با دوبله های اینترنتی و غیررسمی کاری ندارم.

به عنوان سخن اول چیزی که میتونم بگم اینه که سال به سال دریغ از پارسال!

یه زمانی بود که میگفتیم دوبله های انیمیشنی بیرون سازمانیها بهتر و جوندارتر از سندیکاییهاست. اما از بد روزگار، بیرون سازمانیها به تدریج از هم وا رفتن و مثل این شرکتهای هرمی، هر دو سه نفرشون باهم تشکیل یک گروه دادن و شاخه شاخه شدن. به طوریکه طبق آماری غیررسمی الان در ایران حدود 47 گروه دوبله ای زیرزمینی و فرازمینی داریم.

از خود سندیکاییها هم چندتایی ریزش داشتن و به گروههای بیرون سازمان پیوستن و چندتاییشون هم ترجیح دادن زندگی دوبله ایشون رو در مالزی و دبی ادامه بدن.

و این پراکندگی نیروهای خوب و مجرب، باعث شد که سال گذشته کمتر شاهد دوبله خوب و کاملی باشیم.

در اکثر گروهها فقط سه الی چهار مهره شاخص وجود داره و بقیه گروه رو جوانانی نورسیده تشکیل میدن که اگه قرار بود روال اصولی رو طی کنن، اکثرشون نباید حداقل تا 7، 8 سال دیگه نقش اصلی بگن.

ولی متاسفانه چیزی که الان شاهدش هستیم اینه که در دوبله ی مطرح ترین انیمیشنهای جهان، کسانی نقش اصلی میگن که هنوز به درک درستی از دوبله نرسیدن و صداها و تیپ سازیهای بسیار خامی دارن.

به عنوان مثال در انیمیشن غارنشیان (دوبله انجمن) شاهد تیپ سازی بسیار ضعیف و نامناسبی از کمال معتضدی برای نقش پسر خانواده بودیم. البته همونطور که گفتم چاره دیگه ای ندارن خب! به دلیل کمبود گوینده خوب، واقعا کس دیگه ای رو نداشتن که صداش به اون نقش بیاد. و یا مثلا مجبورن همه نقشهای کت و کلفت و منفی رو به "هومن خیاط" بسپارن (هرچند که صداش مناسب اون کاراکتر خاص نباشه).

در دوبله انیمیشنهایی مثل توربو (و کلا در مورد گروه میثم نیکنام) هم اگه خود ایشون و ندا آسمانی رو کنار بذاریم، کارهاشون زیاد چنگی به دل نمیزنه.

از طرف دیگه، در آخرین گوینده های مطرح جدا شده از انجمن که ظاهرا به سرپرستی امین قاضی یک گروه واحد رو تشکیل دادن هم فقط چند گوینده شاخص و با صدایی اورجینال و غیرتقلیدی و غیرمبالغه آمیز وجود داره.

به همین خاطره که می بینیم در فیلم اسمارفها، بیشتر تیپ گوییها و گویندگیها، برای مخاطب حرفه ای قابل قبول نیست.

و همینطور در انیمیشن هواپیماها که در اون محمدرضا صولتی (طبق عادت بد همیشگی) بسیاری از نقشهای کوچیک و بزرگ رو خودش گفته!

البته همونطور که گفتم مشکل اصلی این گروهها کمبود گوینده حرفه ای و خوبه و زیاد هم تقصیری ندارن.

مثلا اگه ساناز غلامی و امین قاضی و مینا مومنی و میثم نیکنام و ندا آسمانی و آرزو آفری و سه چهار نفر دیگه رو از گروهای خودشون جدا کنیم، بقیه گروه واقعا حرف زیادی برای گفتن نخواهند داشت.

و تاسف من از اینه که چرا این صداهای خوب هرکدوم باید تو یه گروه مجزا باشن و چرا تحت لوای یک گروه واحد نیستن!

مشکلی که در بالا ذکر کردم در انیمیشنهایی که تعداد کاراکتر زیادی دارن بیشتر به چشم میخوره. مثلا با وجودی که گروه آواژه از لحاظ داشتن صداهای مختلف، یکی از کاملترین گروههای بیرون سازمانیه، اما در انیمیشن پر کاراکتری مثل شگفت انگیزان جوان، شاهد اینیم که حتی آواژه هم به مشکل میخوره، چون مجبوره از صداها و تیپ سازیهایی استفاده کنه که چندان مناسب نیستند.

سندیکاییها هم که کمتر با مشکل کمبود صدای خوب روبرو هستند، بعضی مواقع خودشون با انتخابهای رفاقتی و نامناسب باعث میشن که این ضعف حتی در کار اونها هم به چشم بیاد. مثل انتخاب شایان شامبیاتی برای رالف خرابکار و یا یکی دوتا انتخاب اشتباه در آثاری مثل جنگاور و شورش ترون.

اما از لحاظ کلی اگه بخوایم نگاه کنیم، پارسال سندیکاییها (به دلیل پراکندگی بیرون سازمانیها) تونستن دوبله های قابل قبولتری رو ارائه بدن. از جمله همین جنگاور یا من شرور ۲ که با یکی دوتا ارفاق کوچیک از دوبله های خوب و کم نقص پارسال بودن.

البته دوبله کارتون علاءالدین (به مدیریت اشکان صادقی) هم که امسال به طور رسمی توزیع شد، قطعا یکی از بهترین دوبله های انیمیشنی در ایرانه.

از دوبله آناستازیا هم نمیشه ایراد خاصی گرفت. اشکان صادقی در این دوبله هم انتخابهای بجایی داشته و به خصوص گویندگی منحصر به فرد آنیتا قالیچی، یه کلاس خاصی به این دوبله داده.

و سوالی که همیشه در ذهن من بوده اینه که چطور میشه که اشکان صادقی در همه کارهای عنوانش از تمام نیروهای خودی و غیرخودی (تا حد ممکن) استفاده میکنه ولی استودیو نماهنگ و سایر رفقا در کارهای خودشون (مثل بن تن یا رستم و سهراب یا مربی اژدها یا جغدهای نگهبان و یا غیره و غیره) از اشکان صادقی استفاده نمی کنن! به نظرم اینم در نوع خودش معضلیه و نشون میده حتی بیرون سازمانیها هم گاهی بیش از حد، رفاقتی و قبیله ای عمل میکنن و سرمایه سوزی میکنند!

بگذریم...

اما شاید بشه گفت عنوان کاملترین و کم نقص ترین دوبله رسانه ای سال گذشته میلادی، به قصه نگهبانان (دوبله کوالیما) تعلق داره. دوبله ای که با هنرنمایی اساتیدی مثل سعید مظفری، مینو غزنوی، همت مومیوند، حسین عرفانی و گویندگی عالی کسری کیانی، هیچ حرفی واسه گفتن نذاشته.

به هر حال دوبله های نه چندان خوب پارسال و دیدن هر شب دوبله های ماهواره ای، باعث شده که سطح سلیقه بعضی از مخاطبان بازهم پایینتر از قبل بیاد. به طوری که یه جاهایی خوندم بعضیا گفتن از دوبله دونفره دانشگاه هیولاها (توسط امین قاضی) خیلی خوششون اومده و تنها ضعف این دوبله رو کیفیت بد صدا و تصویر دونستند!!!!!

من مطمئنم حتی خود امین قاضی هم هیچ ادعایی در مورد این دوبله نداره اما نمیدونم چطور میشه که بعضیا از این دوبله خوششون میاد! یک نفر هرچقدر هم که تیپ گو و دوبلور قهاری باشه نمیتونه به جای بیش از 60، 70 کاراکتر مختلف صحبت کنه و صداش تو ذوق نزنه! یه کم سطح سلیقه و آگاهیمونو ببریم بالا بد نیستا!

به هر حال....

همونطور که گفتم امیدوارم یه طوری بشه که دوبلورهای خوب هر گروه دور هم جمع شن و ما مجبور نباشیم یه صدای خوب رو در کنار انبوهی از صداهای خام بشنویم.

و همچنین امیدوارم حداقل این چندتا انیمیشن باقیمونده سال 2013 دوبله خوبی داشته باشن.

البته اگه کوفته قلقلی ۲ با دوبله گروه امین قاضی توزیع بشه، با توجه به خاطره خوبی که از گویندگی امین قاضی و ساناز غلامی در دوبله قسمت اول این انیمیشن داریم، از بابت دو نقش اصلیش نگرانی ندارم؛ ولی نگرانی اصلیم اینه که چه کسانی قراره بقیه نقشها رو بگن! چون قسمت یک این انیمیشن دوتا دوبله فوق العاده داشت و با وضعیت کنونی تقریبا غیرممکنه که بشه راکورداشو حفظ کرد.

از این هم که بگذریم به آثاری مثل یخ زده، پرندگان آزاد و فوتبالدستی میرسیم و با توجه به اینکه الان طوری شده که همه انیمیشنهای عنوان به نوعی توسط موسسه قرن 21 پخش و یا تقسیم میشن (!)، عاجزانه از آقایان جعفری و اخباری میخوام که دقت و وسواس بیشتری رو این انیمیشنها داشته باشن.

به خصوص در مورد انیمیشن یخ زده که امروز در جشنواره گلدن گلوب به عنوان بهترین انیمیش سال هم برگزیده شد.


و آماااا در مورد مصاحبه

من با توجه به جمیع جهات تصمیم گرفتم امین قاضی و مریم نوری درخشان رو به عنوان اولین مصاحبه شوندگان انتخاب کنم. در صورت گرفتن اوکی نهایی تا یکی دو هفته آینده اطلاع رسانی میکنم تا شما بتونید سوالات خودتون رو از این دو دوست گرامی بپرسید.

شاد باشید....


برچسب‌ها: نقد دوبله
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1392ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

متاسفانه امروز باخبر شدم مجید حبیبی عزیز در حادثه ای تلخ، پدر و مادر گرانقدر خودشو از دست داده.

من از طرف خودم و همه مخاطبان این وبلاگ، این اتفاق غم انگیز رو به ایشون و خانواده محترمش تسلیت میگم و ضمن آرزوی آمرزش برای اون دو عزیز، از خداوند بزرگ، عمری طولانی و همراه با عزت رو برای این صداپیشه دوست داشتنی خواستارم.

مجید جان ما رو هم در غم خودت شریک بدان....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

هم اکنون در سراسر کشور

مترجمها:

مسعود میر اسماعیلی و مازیار محمدی

گویندگان:

مزدک میرزایی (گزارشگر)

حامد عزیزی (کارشناس)

نکته: جدیدا خیلی دارم خبر خوب میدم. اگه پس فردا یه وقت دیدید "چپه" شدم زیاد تعجب نکنید! همه ی ترسم از اینه که چند روز دیگه مجبور بشم خبر دوبله کرودز رو هم اعلام کنم. ینی خدا کنه به این زودیا دوبلش تموم نشه!

"نظردهی در پست قبلی"


برچسب‌ها: PES 2014, مزدک میرزایی, حامد عزیزی
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1392ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی 

هم اکنون میتونید نسخه دوبله شده این انیمیشن جذاب رو از اینجا دانلود کنید (با حجم 935 مگابایت و کیفیت عالی):

همچنین امکان دانلود جداگانه فایل صوتی دوبله اش هم وجود داره.

عوامل دوبله:

مدیر دوبلاژ: اشکان صادقی؛

ترجمه: مسعود میراسماعیلی؛

امور صدا: محمدرضا سعادتمندی؛

گویندگان: وحید نفر، محمدرضا علیمردانی، مجید آقا کریمی، مجید حبیبی، احسان مهدی، علی باقرلی، حامد بیطرفان، اشکان صادقی، سعید شریف، دیانوش آصف وزیری، ارسلان جولایی، نسرین کوچک خانی، ستاره الله دادی، مینا گلپایگانی، علیرضا مبین، بسام قیدی، زهره نصیری، تکتم چوبدار، فریبا فصیحی، مهرداد معمارزاده و عباس چاردهی. 

منبع: وبلاگ اشکان صادقی

امیدوارم از دیدنش لذت ببرید.


برچسب‌ها: لینک دانلود نسخه دوبله شده دانشگاه هیولاها, محمدرضا علیمردانی
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1392ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

 

قسمت سوم از این سریال جذاب، با ترجمه من و مدیریت دوبلاژ امیرمحمد صمصامی در سراسر کشور توزیع شد. گویندگانش رو هم که قبلا تو پستهای قبلی معرفی کردم.

عنوان این مجموعه، زخمها ست.


 

و خبر خوب اینکه به زودی دوبله جذاب دانشگاه هیولاها با صدای همون گویندگان قسمت اول و همکاری سایر عواملی که در زیر اسامیشونو نوشتم در اختیار شما عزیزان قرار خواهد گرفت:

 مسعود میراسماعیلی، محمدرضا سعادتمندی، اشکان صادقی، وحید نفر، محمدرضا علیمردانی، مجید آقا کریمی، مجید حبیبی، احسان مهدی، علی باقرلی، زهره نصیری، حامد بیطرفان، سعید شریف، دیانوش آصف وزیری و ... 


برچسب‌ها: شورش ترون 3, دانشگاه هیولاها
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1392ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

یخ زده

پنجاه و سومین انیمیشن از سری انیمیشنهای کلاسیک والت دیزنی

تاریخ اکران: ۶ آذر ۹۲

این انیمیشن که نام اولیه اش، ملکه برفی بوده، بر اساس داستانی با همین نام از نویسنده دانمارکی "هانس کریستین اندرسن" ساخته شده و روایتگر سرگذشت السا و آنا دو شاهدخت سرزمین خیالی اریندله.

السا از بدو تولد، دارای یه قدرت جادوییه و توانایی اینو داره که همه چیو به برف و یخ تبدیل کنه. روزی از روزها وقتی که داره با خواهرش آنا بازی می کنه، به طور تصادفی اونو منجمد می کنه و چیزی نمونده بود که از هستی ساقطش کنه!

بعد از این جریان و یه سلسله اتفاق دیگه، السا که این قدرت جادویی رو مایه شرمساری خودش میدونه و از این میترسه که مبادا جون آدما رو به خطر بندازه، به کوهستان فرار می کنه و در تلاش برای سرکوب کردن این قدرت خودش، به طور ناخواسته باعث میشه که یک زمستان ابدی کل سرزمین رو فرا بگیره؛ در حالی که هیچ کاری هم برای متوقف کردن این زمستان سخت از دستش برنمیاد.

در همین حین، آنای شجاع، به همراه یه کوهنورد خوشتیپ به نام کریستوف، گوزن وفادارش، سوئن، و یه آدم برفی بامزه به نام اولاف (که السا درستش کرده) برای پیدا کردن خواهرش راهی کوهستان میشن تا هم السا و هم کل اون شهر رو از این مصیبت وحشتناک نجات بدن.

نوع کاراکترها و طرح داستان این انیمیشن، به شدت آدمو یاد کارتون Tangled میندازه ولی با توجه به استقبال خوب و نقدهای خوبی که ازش شده به نظر میرسه انیمیشن خیلی باحال و توپی باشه و رقیب اصلی دانشگاه هیولاها برای کسب جایزه اسکار (بر خلاف اسمارفها 2 و هواپیماها و من شرور).

ضمنا از ظواهر امر پیداست که انیمیشن یخ زده، قسمتهای بعدی ای هم داره و فقط به همین یه قسمت ختم نمیشه.

تریلر این کارتون زیبا رو میتونید در اینجا مشاهده کنید.

بعضیا ارزش آب شدنو دارن...


 پرندگان آزاد

محصول امریکا

تاریخ اکران: ۱۰ آبان ۹۲

بعد از انیمیشن فرار مرغی و تلاش مرغها برای خورده نشدن، اینبار نوبت بوقلمونهاست که با اتحادی بی سابقه، اسم خودشونو از فهرست غذایی هر ساله روز شکرگزاری خارج کنن. و در این راه، ماجراهای خنده دار و جالبی رو هم رقم میزنن.

لازم به ذکره که اسم اصلی و اولیه این انیمیشن هم بوقلمونها بوده.

تریلر این انیمیشن رو میتونید در اینجا مشاهده کنید.


 نجات آن پیرمرد ریش سفید فرزانه دوست

محصول امریکا و بریتانیا

تاریخ عرضه: ۱۴ آبان ۹۲

این انیمیشن ویدیویی، داستان یه اِلف دون پایه است که قصد داره بابانوئل رو از خطر بزرگی که تهدیدش می کنه، نجات بده.

لینک دانلود این انیمیشن و همچنین انیمیشن جاستین و شوالیه های دلاور، هم اینک در سایت دانلودها موجوده.


لاکپشتهای نینجا

پخش فصل دوم این کارتون مسخره (!) یکی دو ماهیه که آغاز شده و از تاریخ 20 مهر تا دوم آذر 92، هفت قسمت اول از فصل دومش عرضه شده که 4 قسمت اولش هم در مجموعه ای با عنوان لاکپشتهای نینجا ۷، با ترجمه من در استودیو کوالیما دوبله شد. تا کنون 3 مجموعه از دوبله این انیمیشن توسط موسسه هنرنما در کشور توزیع شده.

-----------------------------

انشاءالله اگر عمر و وقتی باقی بود، در سال 2014 هم این سلسله معرفیها رو ادامه خواهم داد. البته به شرط اینکه نظر مثبت شما، آره باشه.


آناستازیا

این کارتون نوستالژیک که محصول سال 1997 فاکس قرن بیستمه، چند روزی هست که با دوبله ای مجدد و به مدیریت اشکان صادقی در کشور توزیع شده. تا به حال تعاریف و تماجید (!) زیادی از این دوبله جدید شنیدم ولی متاسفانه تا حالا گیرم نیومده که بخرمش. قطعا گویندگی آنیتا قالیچی (که بدون شک یکی از بهترین گویندگان زن انیمیشن در ایرانه) از نکات بارز و جذاب این دوبله خواهد بود.


و آما....

در مورد دوبله های انیمیشنهای مطرح 2013، متاسفانه باید بگم اکثر دوبله هایی که تو این چند وقت اخیر دیدم، زیر خط فقر بودن!

 حالا نمیدونم دلیلش پول کمیه که موسسات بابت دوبله میدن، یا کستهای ناپخته و غلط آموزش دیده ان، و یا صداهای کاملا تقلیدی و طوطی صفت و جوانهای غوره نشده مویز شده ایَن که دیدگاه بسیار غلطی نسبت به دوبله دارن و متأسفانه اکثرا هم خودشون و گروهشونو خدای دوبله میدونن و هیچ انتقادی رو هم پذیرا نیستن!

امیدوارم بالاخره یه جایی جلوی این روند فزاینده و روز افزون (که هرکی از ننه اش قهر میکنه، میره گروه دوبله تشکیل میده) گرفته بشه و صداهای خوب و مستعد و خاص هر گروه، تحت لوای یه گروه واحد دربیان تا دیگه شاهد اینهمه شلختگی و اینهمه صداهای ناهنجار و کاملا خام و تقلیدی و حرص درآر در دوبله های انیمیشن نباشیم.

و همچنین امیدوارم موسسات هم یه مقدار سر کیسه رو شل تر کنن و از پولهای بسیار کلانی که بابت فروش انیمیشنهای دوبله به جیب میزنن، سهم بیشتری رو نصیب عوامل دوبله کنن.

به خدا نه تنها جای دوری نمیره، بلکه باعث میشه سطح کیفی کارها نیز بسیار بالاتر بره و عوامل دوبله، با دلخوشی و دلسوزی بیشتری کارشونو انجام بدن.

البته اینم بگم که با وجود قیمت شکنها و کسانی که حاضرن با هر مبلغی کار بزنن، موسسات حالا حالاها به فکر افزایش قیمت نخواهند افتاد!

مگه دیوونن؟!


برچسب‌ها: انیمیشن یخ زده, منجمد, پرندگان آزاد, لاکپشتهای نینجا, آناستازیا
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1392ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

دوبله شده در استودیو کوالیما

مترجمها:

مسعود میر اسماعیلی و مازیار محمدی

گویندگان:

مزدک میرزایی (گزارشگر)

حامد عزیزی (کارشناس)

صدابرداران:

 مهدی امینی و شادی کیا

میکس:

 شادی کیا

به زودی در سراسر کشور

به جرأت میتونم بگم این یکی از له کننده ترین و داغون کننده ترین ترجمه های عمرم بود. چه از لحاظ حجم کار و چه از لحاظ فرایند کار....

و آما در ادامه مطلب، معانی چندین واژه و اصطلاح فوتبالی رو براتون نوشتم که مطمئنم برای گیم بازها و کسانی که فوتبالها رو از شبکه های خارجی دنبال میکنن، میتونه جالب  و مفید باشه.

لطفا به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

 کومبا

محصول افریقای جنوبی

تاریخ اکران: امروز (3 آبان 92)

داستان، داستان گورخری به نام کومباست که از بدو تولد، نیمی از بدنش اون خطهای راه راه مخصوص گورخرها رو نداره. گله خرافاتی گورخرها هم دلیل قطعی آب (این سوژه ی بسیاااااار تکراری) رو بد یمنی این گور خر عجیب الخلقه میدونن.

کومبا که از گله طرد شده به دنبال نصفه دیگه ی خطوط بدنش به راه میفته و تو مسیرش با چند تا حیوون داغونتر از خودش رفیق میشه و طی یه سری اتفاقات مختلف، اعتماد به نفس و شجاعتشو بازمی یابه و میتونه کل حیوونای جنگل رو از خطری بزرگ، نجات بده و به این ترتیب میفهمه که "تفاوت" لازمه حیاته و قرار نیست همه مثل هم باشن و یک نقطه ضف ظاهری، ممکنه خیلی جاها، نقطه قوت شخص به حساب بیاد.

موضوع اصلی داستان کومبا، به شدت تکراری به نظر میرسه و کاملا آدمو یاد انیمیشن happy feet میندازه. تنها نکته جذاب این کارتون، شاید بعضی از شوخیها و تناقضات عمدی به کار رفته در طراحی شخصیتهاش باشه.

این از اون دسته کارتوناییه که من در موردش مجبورم اعتقادات قبلیمو زیر پا بذارم و بگم به شدت موافق اینم که خیلی جاها دیالوگاش باید بامزه و ایرانیزه بشن وگرنه احتمالا دیدنش حوصله آدمو سر میبره.  اصن یه وضی....

تریلرشو میتونید در اینجا مشاهده کنید.

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1392ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی 

شگفت انگیزان جوان

قسمت ششم از سریال انیمیشنی شگفت انگیزان جوان (که قبلا در اینجا راجبش توضیحاتی داده بودم) با ترجمه من و مدیریت دوبلاژ اشکان صادقی در سراسر کشور توزیع شد.

اینُم از اسامی کامل عوامل دوبله:

مترجم: مسعود میراسماعیلی

مدیر دوبلاژ: اشکان صادقی

صدا آمیزی: زهره نصیری

صدابردار: محمدرضا سعادتمندی

گویندگان: حامد بیطرفان، بسام قیدی، فرشاد بهبودی، اشکان صادقی، دیانوش آصف وزیری، سعید شریف، تکتم چوبدار، احسان مهدی، علی اصغر قره خانی، علی باقرلی، فریبا فصیحی، نسرین کوچک خانی، محسن بهرامی، حمید سربندی، ریحانه صفاری، آیسن نوروزی، بیژن باقری، مهرداد میراکبری، ارسلان جولایی، محمدرضا علیمردانی (بتمن) و مجید حبیبی (سوپرمن).

منبع: پیج رسمی گروه آواژه


و اما... سعید مظفری...

حتما همتون با صدای دوست داشتنی سعید مظفری خاطرات زیادی دارید. صدایی گوش نواز از جنس آرامش. صدایی منحصر به فرد و خاص.

صدای سعید مظفری از اون دسته صداهاییه که علیرغم عدم تیپ سازی (و شاید به زعم بعضیها) یکنواخت بودن، هیچوقت برای من تکراری نبوده. و با اینکه روی کاراکترهای مختلفی (اعم از نقش مثبت و نقش منفی) صحبت کرده اما اونقدر تکنیک و توانایی بالایی در گویندگی داره که هیچوقت دل مخاطب رو نزده.

و او در این سن و سال، همچنان با صدای جوان و آرامش بخش خودش، حال من رو خوب میکنه.

همونطور که در جریان هستید چندی قبل تصمیم گرفتم با کمک شما یه قاب عکس یادبود برای ایشون تهیه کنم و در این راه، حمیدرضا، مازیار، خانم الله دادی و  آی استار عزیز، زحمت کشیدن و چند تا کار زیبا ارائه دادن.

من یکی از این آثار رو انتخاب کردم و روی شاسی زدم اما به دلیل مشغله کاری و مسائل مختلف فرصت نشده بود که این یادگاری رو تقدیم آقای مظفری کنم تا اینکه دیروز بالاخره تونستم به هر ترتیب کار رو به دست ایشون برسونم.

ضمن تشکر فراوان از اون چهار عزیز طراح، میتونید عکسهای هر چهار نفر رو در پایین مطلب ببینید.

حمیدرضا:

آی استار:

خانم الله دادی:

مازیار:

ما سعی کردیم در حد توان خودمون از زحمات و هنرنماییها و خاطره سازیهای سعید مظفری عزیز، قدردانی کنیم. امیدوارم اصل کاریها هم قدر ایشون و امثال ایشون رو بدونن و به بهترین شکل از تجارب این عزیزان در راه بهبود وضعیت دوبله کشور استفاده کنن.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

تارزان سه بعدی!

محصول آلمان

تاریخ اکران در آلمان: امروز (۱۸ مهر ۹۲)

حتما همتون تارزان رو میشناسید. یه شخصیت افسانه ای شجاع و قوی هیکل که صد و اندی سال پیش توسط یه داستان نویس امریکایی خلق شد.

تا به حال فیلمها و انیمیشنهای بسیار زیادی بر اساس داستان تارزان ساخته شده. اما اینبار آلمانیها به شیوه سه بعدی نسبت به ساخت انیمیشنی بر اساس زندگی این کاراکتر، اقدام کردن.

در این انیمیشن، ظاهرا پدر و مادر اشراف زاده ی تارزان، در یک حادثه سقوط هواپیما کشته شدن و آدم بده ی فیلم، که حالا صاحب شرکت تجاری اونها شده برای رهایی از شر تارزان، عده ای مزدور رو اجیر میکنه تا به جنگلهای غرب افریقا برن و تارزان و دوست دخترش، جِین، رو از هستی ساقط کنن و به دیار باقی بشتابانند.

اما تارزان که از بچگی توسط میمونها و گوریلها بزرگ شده، به این راحتیا دم به تله نمیده. 

نکته: من تریلرشو نه تونستم آنلاین ببینم و نه تونستم دانلود کنم ولی شما اگه از این فیلترشکن خارجیا دارید و وضع سرعت اینترنتتونم خوبه، میتونید در اینجا مشاهده اش کنید.

 از تصاویرش اینطور به نظر میرسه که گرافیک خیلی قوی ای داره.

 حالا باید دید داستانش چجوریاس...

دست کم تو این انیمیشن میتونیم مطمئن باشیم که از نجات دنیا خبری نیست!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1392ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

این انیمیشن، در جشنواره فیلم هالیوود امسال، عنوان بهترین انیمیشن سال ۲۰۱۳ رو از آن خودش کرد.

به نظر میرسه که امسال، رقابت اصلی برای اسکار و انی اواردز، بین دانشگاه هیولاها، خانواده کرود، و من نفرت انگیز ۲ باشه و بقیه انیمیشنا باید برن جلو بوق بزنن.

البته انیمیشن فوتبالدستی هم میتونه یه گزینه غافلگیر کننده در جشنواره های امسال باشه.

و آماااا برای دانلود انیمیشن زیبای دانشگاه هیولاها (با کیفیت بالا) روی این کلیک کنید.

خیلی وقته منتظرش بودم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1392ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

علاء الدین

این انیمیشن، سی و یکمین اثر کمپانی دیزنیه که در سال ۱۹۹۲ بر اساس یه قصه عامیانه عربی به نام "علاءالدین و چراغ جادو"، که قصه ایست از مجموعه قصه های "هزار و یکشب"، اکران شده.

این کارتون در زمان خودش برنده ۲۴ جایزه مختلف در جشنواره های گوناگون شده و یکی از بهترین و خاطره انگیزترین کارتوناییه که بچه های دهه ۶۰ و اواخر دهه ۵۰ به یاد دارن و برای اونها تداعی کننده دوران شیرین کودکیشونه.

نسخه دوبله شده این انیمیشن به مدیریت اشکان صادقی که قبلا در اینجا به طور مفصل راجبش نوشته بودم، هم اکنون پس از سه سال از طریق شرکت "آفرین رسانه نمیدونم چی چی" تو بازار توزیع شده.

با توجه به اینکه میدونم خیلیاتون به دلیل مشکلات اینترنتی نتونسته بودید دانلودش کنید، توصیه میکنم هرکس این کارتونو ندیده حتما ببینش تا از لذت دیدن یه انیمیشن زیبا با دوبله ای بسیار بسیار خوب بهره مند بشه.

البته مسلما در این نسخه، صحنه های مستهجن و کاملا غیراخلاقی این کارتون، سانسور شده و شما میتونید با خیال راحت و بدون داشتن دغدغه از بابت وجود صحنه های شیطانی، اون رو در محیط گرم خانوادتون به نظاره بنشینید.

این نکته رو هم اضافه کنم که عنوان اصلی این انیمیشن، علاءالدین خالیه. و عبارت چراغ جادو رو خود مسئولین دوبله اش بهش اضافه کردن.


عامممممممااااااااااااااااا

چند صباحیست فکری این دغدغه ام که یه سلسله مصاحبه های کوتاه و فرح بخشی رو با اهالی دوبله انیمیشن انجام بدم.

مصاحبه هایی با محوریت خاطرات و لحظات خوش دوبلورهای انیمیشن گو. البته دوبلورهایی که به طرق مختلف میتونم بهشون دسترسی پیدا کنم، نه دوبلورهای خارج از دسترس!

شما هم میتونید اسامی افراد مورد علاقه تون رو که دوست دارین باهاشون مصاحبه بشه بهم بگید.

روش کار هم به این ترتیبه که هر هفته یا هر دو هفته یه بار من اسامی دو دوبلور رو اعلام میکنم و شما هم هر سوالی که تو ذهنتون از اون شخص دارید رو برای من میفرستید تا من ازش بپرسم. البته از الان دو نفر اول رو هم تقریبا تعیین کردم.

آما از اونجایی که این کار یه کار وقت گیر و احیانا پر زحمتیه، اکیدا به حمایت و دادن انگیزه از سوی شما نیازمندم.

و شروع و ادامه این مصاحبه ها، شدیدا به تعداد و کیفیت کامنتها و میزان استقبال شما وابسته است. یعنی اگه ببینم میزان استقبال و تعداد کامنتهاتون در پستهای مصاحبه، کمه، این فرایند در همون مرحله اول متوقف میشه.

حالا اگه با این حرکت موافقید و یا ایده و نظر خاصی در این زمینه دارید میتونید در قست نظرات باهام شِر [بابا خارجی] کنید.  (البته بعضیام میگن شِیر)!!!!!!!

اگرم موافق نیستید یا اگر تعداد موافقا کم باشه که همانا این برنامه، کان لم یکن  [چی میگه؟] تلقی شده و در نطفه، لِه لِه خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1392ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  | 

ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی (2)

(انتقام پسمانده ها)

تاریخ اکران: 5 مهر 92

محصولی از Sony Pictures Animation

(سازنده آثاری چون هتل ترنسیلوانیا، فصل شکار، فصل موج سواری، اسمارفها و ...)

 بعد از 4 سال، دیروز قسمت دوم این انیمیشن "خوردنی" در سینماهای امریکا اکران شد. قسمت یکش که جذابیت و شیرینی خاص خودشو داره و انیمیشنیه که بارها و بارها میشه با لذتی کودکانه بشینی پاش و نیگاش کنی.

در قسمت دوم، فلینت لاکوود و دوستانش مجبور به ترک شهرشون شدن و فلینت در شرکتی متشکل از بهترین مخترعان دنیا، مشغول به کاره. اما وقتی بهش خبر میرسه که دستگاه بدنامش هنوز از کار نیفتاده و در حال ساختن غذاهایی به شکل حیواناته، مجبور میشه پستشو ترک کنه تا به "نجات دنیا" بشتابه و مردم جهان رو از شر این موجودات نیمه خوراکی-نیمه حیوانی خطرناک، خلاص کنه.

تقریبا تمامی کاراکترهای اصلی قسمت قبل در این قسمت هم حضور دارن و گویندگانی چون بیل هادر (به جای فلینت لاکوود)، آنا فاریس، کمدین معروف سری فیلمهای scary movie (به جای سم اسپارکس)، تری کروز (به جای پلیس)، نیل پاتریک هریس (به جای استیو) و .... هم درش ایفای نقش کردن.

با توجه به جذابیت قسمت اول و سابقه کمپانی سونی پیکچرز، به نظر میاد کار خوبی شده باشه.

راستی یادش بخیر! قسمت یک این کارتون دو دوبله بسیار خوب داشت. تقریبا تمام گویندگیهای هر دو دوبله عالی بودن. ساناز غلامی و امین قاضی که یه جورایی ترکوندن اصن. آنیتا قالیچی هم حرف نداشت. گویندگی رهبر نوربخش رو واسه باباهه خیلی دوست داشتم. حیف که مدتهاست دیگه از شنیدن هنرنماییش محرومیم....

فقط امیدوارم برای دوبله قسمت دوش اتفاقات خوبی بیفته.

تریلر دوم این انیمیشن رو میتونید در اینجا مشاهده کنید.


جاستین و شوالیه های دلاور

محصول اسپانیا

تاریخ اکران در اسپانیا: 29 شهریور 92

داستان این انیمیشن در مورد پسر جوانی به نام "جاستینه". کشور محل زندگی او، دارای نظامی بسیار خشک و مقرراتی و پر از قوانین ریز و درشته. جاستین یه پسر کاملا عادیه که طبق معمول همه انیمیشنها، رویایی بزرگ در سر داره. رویای شوالیه شدن. اونم تو کشوری که شوالیه ها رو به نقاط دوردست تبعید کردند.

اما پدر جاستین که مشاور ارشد ملکه است، دوست داره پسرش در آینده وکیل بشه و پا جای پای او بذاره. اما جاستین میخواد مثل پدربزرگش به یه شوالیه بزرگ تبدیل بشه. و در این راه، مادربزرگ جاستین، سه راهب و یک دختر جسور و زیبا، الهام بخش او میشن تا اصول باستانی شوالیه ها رو یاد بگیره.

در حالیکه به نظر نمیرسه جاستین هنوز آمادگی لازم رو برای نبردهای شوالیه ای پیدا کرده باشه، شوالیه های تبعید شده، به قصد براندازی حکومت، به شهر هجوم میارن و حالا همه امید مردم، به جاستین، این شوالیه ی دست و پا چلفتیه.

استفاده از "اژدها" در این انیمیشن آدمو یاد "چگونه اژدهایتان را تربیت کنید" میندازه.

شاید شاخصترین نکته در مورد این انیمیشن، صداپیشگی هنرپیشه محبوب، آنتونیو باندراس باشه.

تریلر این انیمیشن رو میتونید در اینجا مشاهده کنید.


آمااااااااااااا.....

تو نظرات پست قبلی، دوست نکته سنجمون محمد عزیزیان، سوال خوبی رو راجب ترجمه یکی از جمله های انیمیشن خانواده کرود پرسید.

در اوایل فیلم، وقتی خانواده کرود، آرایش صبحانه یابی به خودشون میگیرن، گراگ (پدر خانواده) توصیه های انگیزه بخشی رو به خونوادش میکنه و در آخر هم جمله ای رو میگه که یه جورایی شعار اصلی او محسوب میشه. گراگ به خونوادش میگه: never not be afraid

همونطور که در جواب کامنت گفتم، دقت یه مترجم، تو همچین جملات چالشی ای مشخص میشه. اینگونه جملات، جملات کلیدی ای هستند که اصلا کل پیام انیمیشن رو دوش اونهاست و اگه اشتباه درک و ترجمه بشن، پیام اصلی اثر رو نابود میکنن.

مثل دوبله انجمن که به این صورت ترجمه شده: نبینم کسی نترس نباشه!!!

که صد در صد اشتباهه. چه توسط مترجم اینجوری ترجمه شده باشه و چه توسط مدیر دوبلاژ عوض شده باشه.

خدمتتون عرض شود که کسانی که این انیمیشنو دیدن حتما میدونن که پدر خانواده، شخصیتی به شدت محافظه کاره و همش نگران اینه که مبادا برای خانوادش اتفاق بدی پیش بیاد. و همش به خانواده توصیه میکنه که همیشه باید afraid باشن، یعنی مدام باید نگران این باشن که بلایی سرشون نیاد و باید از چیزای جدید دوری کنن و احتیاط رو رعایت کنن و برای اینکه بهشون صدمه ای نرسه باید از همه چیز (مخصوصا چیزای جدید و ناشناخته) بترسن.

به همین خاطر در اون صحنه، از جمله never not be afraid ( که یه جور بازی با کلماته) استفاده میکنه. که معنی تحت اللفظیش میشه: هرگز نترس نباشید. و به عبارت بهتر، یعنی: همیشه باید بترسید. خیلی ساده اس (منفی در منفی= مثبت).

اما در اواخر فیلم، گراگ که به طور مشخصی شخصیت و طرز تفکرش متحول شده، به دخترش توصیه میکنه: never be afraid، یعنی: هرگز نترس.

یعنی اون کلمه not از طرز فکر پدر خانواده حذف شده و این، تقریبا هدف و تم اصلی این داستانه.

من یادمه که اشکان صادقی هم در مورد این دو جمله با من مشورت کرد و چه خوبه که همه مدیران دوبلاژ ما وقتی به جمله ابهام آمیزی برخورد کردند، تماس با مترجم و نظرخواهی از او رو افت کلاس ندونن!

و به خاطر همین چیزاس که میگم حالت ایده آل و آرمانی اینه که مترجم سر دوبله حضور داشته باشه. البته به شرطی که مدیر دوبلاژ مشورت با مترجم رو کسر شأن ندونه و از اون مهمتر، خود مترجم در ترجمش دچار اشتباه نشده باشه!


 یه مطلبی هم در مورد بامزه کردن و کار کردن روی شخصیتها (!) بیان شد.

قطعا وظیفه مترجم (و حتی مدیر دوبلاژ) بامزه کردن و کار کردن روی شخصیتها نیست. ولی تو دیالوگای یه فیلم، ممکنه شوخیهایی وجود داشته باشه که واقعا مفهومی واسه مخاطب ایرانی نداشته باشه. من مترجم در اینگونه موارد به خودم اجازه میدم که اون تیکه رو کمی تا قسمتی ایرانیش کنم البته به شرطی که در راستای همون بافت باشه و مفهوم اصلی رو دگرگون نکنم!

یا مثلا بارها اتفاق میفته که در زبان اصلی از کلمات همقافیه استفاده میشه و هدف خاصی هم از بیان اون کلمات وجود داره. من اگه بخوام عینا همون کلمات رو ترجمه کنم، در اصل ساختار انیمیشنو به هم ریختم! چون معانی فارسیشون با هم همقافیه در نمیاد.

مثل کارتون "اسکوبی دو و روح دایناسور" که "شگی" با شنیدن کلمه "بد" شخصیتش تغییر میکرد. و "اسکوبی" که دقیقا نمیدونست کلمه مورد نظر چیه، مدام از کلماتی مانند sad، mad، dad، cad و امثالهم استفاده میکرد تا کلمه مورد نظر رو پیدا کنه.

خب من اگه میخواستم تحت اللفظی ترجمه کنم باید ترجمه میکردم: ناراحت، دیوانه، بابا و ... . و تصور کنید که چقدر درکش برای مخاطب ایرانی سخت بود. ولی من از کلماتی استفاده کردم که همقافیه "بد" بودن، مثل زرد، سرد، مرد، جد و .... .

این تغییرات در ترجمه، نه تنها اشکالی نداره بلکه واجب و لازمه. البته بعضیا میگن اینکارا وظیفه مدیر دوبلاژه ولی یه مترجم خوب و دوبله شناس، مترجمیه که این موارد رو رعایت کنه و کار مدیر دوبلاژ رو راحت.

اما یک مترجم یا مدیر دوبلاژ به هیچ وجه من الوجوه اجازه نداره شخصیت یه کاراکتر رو عوض کنه. کاری که متاسفانه بارها و بارها در دوبله های گلوری قدیم و جدید و خیلی از دوبله های ماهواره ای، دیدیم و الانم داریم می بینیم.

کسی اجازه نداره یه کارکتر رو "بامزه تر" کنه. کسی اجازه نداره امضای خودشو پای اثر بزنه. امضای اثر متعلق به سازندگان اون اثره و ما به عنوان تیم دوبلاژ وظیفه داریم در نهایت امانتداری ممکن، کار رو به زبون خودمون برگردونیم. و این چیزیه که بارها و بارها در موردش "کیبورد فرسایی" کردم.

حالا در طول کار چهارتا تیکه بامزه انداختن عیب نداره ولی اینجوری نباشه که همه فکر و ذکر مدیر دوبلاژ، تیکه پرانی و مزه پرانی و ایرانیزگی (!) و خندوندن مخاطب باشه.

استفاده از لهجه هم در یه جاهای کوتاهی واقعا جواب میده. مثل کارتون سونیک که چند روز پیش داشتم میدیدم و چندتا پلیس که دنبال سونیک بودن هرکدومشون یکی از لهجه های ایران رو داشتن و صحنه خیلی بامزه ای شده بود. یا بعضی تیکه ها تو کارتون آواتار پرشن تون باحاله ( در حد دو سه کلمه). ولی اینکارا در حد همون چند دیالوگ جواب میده.

اینکه بخوایم یه کاراکتر اصلی رو لهجه دار کنیم و یا دچار لکنت زبان کنیم و یا با تیریپ بهروز وثوقی در فیلم طوقی جاش حرف بزنیم، اصلا و ابدا کار حرفه ای و درستی نیست.


کارتون یا انیمیشن؟

این سوال رو چندین بار در جاهای مختلف باهاش روبرو شدم:

بعضیا به غلط فکر میکنن که کلمه "کارتون" در مورد آثار دو بعدی به کار میره و کلمه "انیمیشن" در مورد آثار سه بعدی.

اما باید بگم از لحاظ مفهومی فرق خاصی بین کارتون و انیمیشن وجود نداره. به این معنی که هر انیمیشنی رو میشه با عنوان "کارتون" خطاب کرد.

البته تفاوتهای جزئی ای هم دارن و اونم اینه که انیمیشن فقط به تصاویر متحرک گفته میشه ولی کلمه "کارتون" به نقاشیهای معمولا فکاهی ای که در روزنامه ها و مجلات مختلف چاپ میشه هم اطلاق میشه.

و در حالت عرف، به برنامه ها و آثار کوتاه تلویزیونی و انیمیشنای مخصوص کودکان که علی الخصوص دارای حیوانات انسان نما، ابر قهرمانها و اینجور چیزاست، "کارتون" گفته میشه.

ولی در حالت کلی میتونیم به تمام انیمیشنهای دو بعدی و سه بعدی بگیم "کارتون".

*************

برمیگردم.....

با شگفتانه برمیگردم.....

ینی داغونتون میکنم با پستام....

هَه هَه هَه هَه هَه هَه هَه هَه!

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1392ساعت   توسط مسعود میراسماعیلی  |